حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
424
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بسال 438 ميان ابو كاليجار و فرمانرواى اصفهان كه پيمان شكسته بود و به طغرل بيك سلجوقى پيوسته بود و بر كرمان دستاندازى كرده بود جنگى شد كه وى را از آن ولايت براند و باز استمالت كرد و در اصفهان نام ابو كاليجار از نو بخطبه آمد . دو سال پس از آن طغرل و ابو كاليجار صلح كردند و طغرل ببرادر خويش ابراهيم بن يغتال نوشت كه از قلمرو خويش تجاوز نكند و كار دو حريف بوفاق انجاميد . طغرل دختر ابو كاليجار را بگرفت و دختر ملك داود برادر وى را به ابو منصور پسر ابو كاليجار دادند و در نتيجه اين وصلتها تسلط سلجوقيان بر بغداد كه قريب الوقوع مينمود مدتها عقب افتاد و خطر ايشان از قلمرو فاطميان در شام و مصر دور ماند . مناسبات بويهيان با فاطميان مصر گرم بود و اينرا دستاويز تهديد خليفه عباسى كرده بودند تا بدامن سلجوقيان سنى مذهب نيفتند و روش قديم معز الدوله را هنگام تصرف بغداد كه مىخواست خلافت را بعلويان دهد به ظاهر تعقيب مىكردند . بگفته هارولد پاون بنقل از فارسنامه : " دعوت اسمعيليان كه عنوان هفت امامى يا باطنى نيز داشتند در ديلميان فارس نفوذ كرده بود و دعوتگر لايق فاطميان ابو - كاليجار را نيز به اين مذهب راغب كرده بود " . بسال 440 والى كرمان از اطاعت برون شد و ابو كاليجار با سپاه قصد او كرد و در جمادى الاول همانسال در راه كرمان بچهل سالگى بمرد . دوران حكومتش بر بغداد چهار سال و چند ماه و بر فارس و خوزستان بيست و پنجسال بود بگفته ابو المحاسن " وى مردى شجاع و خونريز و شرابخوار و عياش بود " . ابو نصر الملك الرحيم 4470440 و چون ابو نصر خسرو فيروز از مرگ پدر آگاه شد از سپاهيان پيمان گرفت و كس فرستاد و از خليفه لقب " الملك الرحيم " خواست كه هنگام مرگ پدر در عراق عرب نيابت او داشت ، فرستادگان در ميانه رفت و خليفه همه تقاضاى او را پذيرفت اما لقب الملك الرحيم